![]() |
![]() |
|
| نوشته هاي يك روزنامه نگار |
|
ديروز خبرگزاريها خبر دادند، ماريو بارگاس يوسا، نويسنده نامدار پرويي قصد دارد سومين نمايشنامه خود را براساس داستانهاي هزار و يك شب بزودي به صحنه ببرد.
يوسا در خصوص هزار و يك شب گفته است: تمثيل شهرزاد و شهريار، تمثيلي بسيار زنده و غني است. اين قصه ماجراي زندگي سلطان مستبدي است كه هر شب را با يك قصه گيجكننده سر ميكند و در پايان دست از استبداد برميدارد و به فردي بخشنده تبديل ميشود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 تیر1387ساعت 9:40 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
مجموعه داستان"جمعه بيست و هشتم روي صندلي لهستاني"نخستين مجموعه غزال زرگر اميني است كه نشر ققنوس آن را سال گذشته راهي بازار نشر كرده است. نويسنده در اين مجموعه چهره هايي متفاوت از خود ارائه مي دهد گاه نويسنده اي است كه به پرداخت جزييات داستاني دقيق مي شود؛ گاه بر زبان تمركز مي كند و گاه از رئاليسم به سمت سوررئاليسم حركت مي كند. چنانكه اگر داستان هاي "زن سمندر يا زينت" و " من و گربه و ساحره" در يك مجموعه نمي آمد به سختي مي توانستي باور كني اين هر دو زاييده ي يك قلم اند. همين سفرهاي پي در پي نويسنده در حوزه هاي مختلف و اقليم هاي دور از هم مجموعه را به سمفوني نا هماهنگي تبديل كرده است كه انگشت هاي نوازنده در آفرينش آن گاه لغزيده است و گاه خوب از پس ملودي دقيقي كه در ذهن داشته برآمده است. زرگر اميني در نخستين مجموعه چهره ي نويسنده اي پويا را از خود به نمايش مي گذارد؛ نويسنده اي كه به يك فضا راضي نيست . مانند بسياري از همانندان خود به داستان هاي آپارتماني راضي نيست براي همين وسعت تماشاي خود را گاه به دل تاريك جنگل هاي شمال مي كشاند و گاه تا دوهزار و ششصد و بيست و پنج سال بعد سفر مي كند. البته اين دل نبستن به يك فضا و رفتن در دل موقعيت هاي داستاني متفاوت اگرچه در ذات خود شهامتي ستودني دارد باعث شده است داستان هايش مجموعه اي از تجربيات كامياب و ناكام باشد؛ مجموعه اي كه به شكلي روشن يكدست نيست و گاه خواننده را از اينكه نويسنده اي كه توانسته است داستان هايي چون "زن سمندر..." و "شيفت شب " را بنويسد از تجربه هاي ناكامي چون "شيريني پزي مانوك" و " من و گربه و ساحره" دلزده كند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 خرداد1387ساعت 5:5 بعد از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
ابتدا گزيده هايي از گفت و گوي داستان نويس بزرگ خراسان محمود دولت آبادي را مي آورم و چون احتمال دارد به دليل فيلتر برخي دوستان مشروح مصاحبه را نخوانده باشند به صورت كامل آن را ادامه مطلب مي توانيد خواند:
*گفتن این حرف که جنگ به گمان من زشت ترین داعیه بشری است از طرف نویسنده یا شاعر یا نمایشنامه نویس یا هر هنرمند دیگری یک فریضه است *به عنوان یک امر بشری این رخداد فجیع در کشور ما رخ داد و من هم به عنوان یک امر انسانی آنچه را که ذهنم دریافت کرد به داستان آورده ام و واقعا هیچ هدف خاصی هم در موردش نداشتم *مجموعه فرهنگ جبهه را خیلی پسندیدم ، سند معتبری است، چون همه چیز را به طور عینی توضیح داده است *من به سهم خودم سعی کرده ام ادبیات را رها نکنم. ولی بخش عمده جامعه ادبیاتی ما از هم گسیخته شد *من ۱۲ سال به علاوه سه سال روی کتاب بسیار مهم "روزگارسپری شده مردم سالخورده" کار کرده ام. این کتاب از نظر من ورقی از شناسنامه ملت ما است ولی به من نشان بده چند جا این اثر به نقد و بررسی گذاشته شده، چند جا افراد احساس مسئولیت کردند این کتاب را معرفی کنند *در کشور ما ــ نویسندگی به تجربه ای که من دارم ــ یک امر استثنایی است و آن این است که فقط آدمهایی می توانند این بار را به دوش بکشند که اصل هیچ چیزی نخواستن را شناخته و پذیرفته باشند، چون شما هیچ انتظاری نمی توانی داشته باشی و نباید داشته باشی. یعنی در واقع ایثار محض است *من یقین دارم بسیاری از بررسان در وزارت ارشاد، آثار ادبی را با لذت می خوانند ولی وقتی مثلا نوبت مجوز باشد فکر می کنند اگر آن یکی امضا کند شاید بهتر باشد *کلیدر با خلوص تمام نوشته شده و من انتظاری هم جز این نداشتم که با همان خلوص دریافته شود که خوشبختانه دریافته شد. این مهم ترین امتیاز یک نویسنده در زمان حیات خودش است. و گمان می کنم کمتر نویسنده ای می توانیم سراغ کنیم ــ مگر کسانی که در اوایل قرن نوزده پاورقی می نوشتند ــ که اثرش در زمان حیات به موفقیت کاملا معقول و منطقی دست بیابید و به درون مردم راه پیدا کند. من قدرشناس این قدرشناسی هستم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 7:58 بعد از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
مجموعه ي "تهران شبيه هر شب ديگر سياه بود" مجموعه اي است از شعرهاي اين حقير كه گزيده اي است از كارهاي سال ۱۳۷۲تا۱۳۸۲. اين مجموعه سال گذشته منتشر شد و من بر اساس سهيمه اي كه نشر سوره ي مهر-حوزه ي هنري- در اختيارم گذاشته بود از خجالت تعدادي از دوستان عزيز و هنرمندم در آمدم.
آرزو داشتم كه امكان ارسال رايگان مجموعه براي همه ي دوستان فراهم بود ولي اين كار به دلايل زيادي- از جمله جيب خالي حقير!- عملي نيست. برخي دوستان شهرستاني هم گلايه داشتند كه كتاب در شهرستانها توزيع نشده و به دست آنها نرسيده است. اگرچه اين مجموعه ناقابل تر از اين لطف آنها ست براي دوستاني كه تمايل به داشتن مجموعه دارند نشاني هاي زير را براي خريد اينترنتي مجموعه را در زير مي گذارم كه دوستان با مراجعه با آنها مي توانند كتاب را سفارش دهند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 1:59 بعد از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
بيست و يكمين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران ديروز در حالي در تهران به كار خود پايان داد كه در طول 10 روز برگزاري نمايشگاه، شاهد استقبال فراوان علاقهمندان به كتاب و كتابخواني از اين رويداد فرهنگي كشور بوديم.
نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران پس از 21 دوره برگزاري به يك كانون و پاتوق فرهنگي بزرگ سالانه تبديل شده است؛ اگرچه اين نمايشگاه ويژگيهاي كاملا ايراني و غيرقابل تكراري در همه جاي جهان از لحاظ نوع برگزاري و حجم استقبال و شيوه عرضه كتاب دارد، ولي بايد پذيرفت كه با همين شكل و شيوه ميان مخاطبان كتاب جاافتاده است و برخورد لجوجانه با آن ممكن است به از دست رفتن همين فرصت فرهنگي براي نزديكتر شدن عموم مردم با كتاب تبديل شود. نكته مهم در اين نمايشگاه، استقبال از آثار ادبي بود كه در زمان برگزاري در گزارشي به آن پرداختيم. اين استقبال نشانگر آن بود كه ادبيات همچنان كانون توجه و علاقه مردم بويژه نسل جوان است. جاي اين پرسش هست كه چرا اين توجه و علاقهمندي در تمام ايام سال به ادبيات معاصر مبذول نميشود؟ آيا مردم تنها در يك دوره زماني خاص به شعر، داستان و نقد ادبي علاقهمند ميشوند؟ قطعا نه! پس بايد مشكل را در جايي ديگر جست. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 5:53 بعد از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
در حالي كه چند روز از برگزاري مراسم چهرهگشايي از نخستين دوره از مجموعه كتابهاي شعر و داستان كه وزارت ارشاد آنها را منتشر ميكند، نگذشته است خبرنگار ما كسب اطلاع كرد كه تا شهريور امسال مجموعهاي از آثار نثر ادبي نويسندگان معاصر نيز از سوي معاونت امور فرهنگي وزارت ارشاد منتشر خواهد شد.
عبدالرحيم سعيديراد، شاعر و نويسنده كه قرارداد گردآوري اين آثار را با وزارت ارشاد امضا كرده است درخصوص اين مجموعه گفت: براساس اين قرارداد 20 كتاب از آثار نويسندگاني كه در نثر ادبي صاحب آثار شناختهشدهاي هستند حداكثر تا شهريور امسال منتشر خواهد شد. به گفته وي آثاري از شهيد سيدمرتضي آويني، پرويز خرسند، جلال رفيع، دكتر محمدرضا سنگري، احمد عزيزي، سيدمهدي شجاعي، ابوالقاسم حسينجاني، جواد محقق، سيدضياءالدين شفيعي، محمدرضا مهديزاده، دكتر محمود اكراميفر، حميد هنرجو، اسماعيل فيروزي و... در اين مجموعه منتشر خواهد شد. حمايت از اهل قلم، هدف اصلي انتشار آثار شاعران، داستاننويسان و نويسندگان نثرهاي ادبي توسط وزارت ارشاد در حالي صورت ميگيرد كه طي سالهاي اخير وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به جاي حمايت مستقيم از اهل قلم ، سياستهاي ناشر محور را در قالب اعطاي يارانه و وامهاي بلندمدت به ناشران پيگيري كرده است. صادق رحماني، شاعري كه خود مجموعه جديدش در اين شب آهسته را براي نشر به وزارت ارشاد سپرده است و در عين حال مديريت نشر همسايه را برعهده دارد، سياست حمايت مستقيم از اهل قلم را تاييد ميكند و ميگويد: در بسياري از كشورهاي جهان از جمله كشورهاي عربي، دولت از نويسندگان و اهل قلم به صورت مستقيم حمايت ميكند. مخالفان طرح چه ميگويند در عين حال اين ايده وزارت ارشاد مخالفاني از جمله در ميان ناشران دارد. محمدعلي جعفريه، مدير نشرثالث با اشاره به اين كه وظيفه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايجاد بستر مناسب براي نشر است ميگويد: اين اقدام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قطعا به معناي دخالت در كار نشر است، ضمن اين كه اين گونه حمايتها تاكنون به اشكال مختلف انجام شده است و بايد بررسي كرد و ديد كه خروجي آنها چه بوده است؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 9:24 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
خبرگزاريها ديروز به نقل از عبدالجبار رحمانف، وزير آموزش و پرورش تاجيكستان نوشتند، زبان تاجيكي به الفباي كريلي باقي خواهد ماند و ضرورتي براي روي آوردن به خط عربي نميبينيم.
براساس خبري كه خبرگزاري نووستي آن را مخابره كرده بود، وي افزوده است: ايران براي يادگيري خط عربي كتابهايي را براي مدارس تاجيكستان ارسال ميكند كه دانشآموزان براساس آنها «زبان عربي» را ياد بگيرند! اين اظهارات تكرار موضعگيري چندي پيش امام علي رحمان، رئيسجمهور اين كشور فارسيزبان است كه اعلام كرده بود كشورش تا 10 سال آينده به خط عربي روي نخواهد آورد. دليل اصرار مقامات تاجيك بر اشتباه تاريخي مقامات جمهوري تاجيكستان در دوران حاكميت اتحاد جماهير شوروي روشن نيست؛ چرا كه تغيير خط فارسي به لاتين و سپس سيريليك باعث انقطاع فرهنگي خطرناكي براي مردم اين سرزمين فارسزبان شد به گونهاي كه آنان تا دهها سال با ميراث مكتوب نياكان خود بيگانه بودند. در سالهاي پس از استقلال تاجيكستان، عطش مردم اين كشور براي كسب دوباره هويت تاريخي خود در روي آوردن به آموختن خط فارسي جلوهگر شد، اما دولت تاجيكستان طي اين سالها همچنان در برابر اين خواسته تاريخي مقاومت ميكند. مقامات ايران و افغانستان بايد به صورتي روشن و مستدل به طرف تاجيك تفهيم كنند كه آنچه در كشورهاي ايران و افغانستان رواج دارد زبان و خط فارسي است ولاغير و اين خط جزو لاينفك هويت ملي فارسيزبانان است. خط فارسي اگر چه در دوران پس از اسلام در سرزمين تمدن پارسي رواج يافت، اما در طول قرنهاي پياپي به هويت، اختصاصات، رسمالخط و دستور نگارش مخصوص به خود دست يافته و نميتوان آن را با خط عربي كه هويتي كاملا مجزا و قواعد و دستور ويژه خود را دارد، يكي دانست. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 فروردین1387ساعت 9:4 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
تكه هاي سرب در دهانم سومين مجموعه شعر من است كه سال گذشته راهي بازار نشر شد.
امروز ديدم كه اين كتاب در سايت ساجد براي كسانيكه علاقمند به دريافت نسخه ي پي دي افي آن هستند روي اينترنت است. براي خواندن اين مجموعه اينجا را كليك كنيد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
کتاب " شب ایوب" داود غفارزادگان را هفته پیش خواندم . اگرچه خود غفارزادگان حداقل در مصاحبه دادن و حرف زدن آدم بد قلقی است!! نوشته هایش روان است و خواندنی. چیزی برایش نوشتم که اینجا می توانید بخوانیدش.
موضوع حضور ایران در نمایشگاه بین المللی کتاب پاریس را هم در یادداشتی که اینجا لینک داده ام به بحث گذاشته شده است . البته این یادداشت واکنشهایی هم داشت و دوستانی در ارشاد دلخور شده بودند و معتقد بودند که ایران باید به نمایشگاه می رفت . من بر نظر خود استوارم و معتقدم که عدم حضور کشورهای اسلامی در نمایشگاه یاد شده کاری اصولی و بایسته بود و البته باید پای هزینه های آن هم ایستاد. فعلاْ عرضی نیست! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 10:7 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
این خبر را برایتان می نویسم که بفهمید چرا بعضیها به همه جا می رسند و بعضیها دائم درجا می زنند:
عذرخواهي كاخ باكينگهام از يك دختربچه !
جام جم آنلاين: اليشيا استيونسون ، دختر بچه كوچولوي انگليسي كه يك قو گازش گرفته بود، اصرار داشت كه بابت اين مساله از او عذرخواهي شود ، بنابراين براي ملكه اليزابت دوم نامه نوشت!
![]() به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس ، اليشيا استيونسون ، دختربچه 6 ساله اهل كورنوال انگلستان كه يك قو گازش گرفته بود خطاب به ملكه اليزابت دوم به كاخ سلطنتي باكينگهام نامه نوشت زيرا مادرش به او گفته بود كه ملكه مالك تمام قوهاي انگلستان است!
او حاشيه نامه اش را با گل ها تزيين كرد و عكس يك قورا هم در داخل پاكت نامه گذاشت. يكي از نديمه هاي اليزابت دوم در پاسخ به نامه اليشياي كوچولو نوشت ، ملكه با اطلاع از اينكه يك قو اورا گاز گرفته ، بسيار متاسف شده است! با اينكه اليزابت دوم مالك تمام قوهاي انگلستان نيست اما براساس يك سنت قديمي كه به قرن دوازدهم ميلادي باز مي گردد ، مالك تعدادي از قوهاي رودخانه تايمز است! براساس اين سنت ، هرسال تمام قوهاي رودخانه تايمز سرشماري مي شوند آیا شما می توایند در این مملکت گل و بلبل نامه ای بنویسید و از رئیس اداره ی نمی دانم چه در شهرستان دارقوزآباد سفلی بخواهید به خاطر اتلاف وقت و انرژی و انجام وظیفه ی نادرست کارمندانش از شما عذرخواهی کند؟!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 4 اسفند1386ساعت 8:56 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
اظهارت اخیر ولید جنبلاط رهبر دروزیهای لبنان که به سوختن خشک و تر با هم درصورت وقوع جنگ داخلی تهدید کرده بود با تازه ترین صحبتهای او کامل شد.
او با اشاره به اینکه حزب الله در پی ایجاد دولت و نظامی مستقل در لبنان است گفت:سازش با حزب الله غیرممکن است.این صحبتها پس از اظهارات تحریک آمیز حریری که گفته بود ما در لبنان شاهد فیلمی هستیم که ایران وسوریه کارگردانهای آن هستند نشان می دهد پیام دیروز رئیس جمهور امریکا در حمایت کامل از جناح ۱۴ مارس و ارتش و دعوت جنبلاط به حضور گسترده لبنانیها در اعتراض به سوریه مراحل مختلفی از سناریوی جدیدی است که برای لبنان تدارک دیده شده است. از سوی دیگر فردا سومین سالگرد ترور رفیق حریری نخست وزیر لبنان است که با مرگ او سلسله اقدامات تروریستی در این کشور آغاز شد و جمعی از چهره های نزدیک به جناح اکثریت به همراه تظاهر کنندگان حامی اقلیت به قتل رسیدند. کشته شدن جمعی از تظاهرکنندگان حامی گروه مخالف به دست نیروهای ناشناس و دعوت به حضور گسترده موافقان حکومت سینوره نشان دهنده این است که هر لحظه می توان شاهد اتفاقی تازه و خونین در لبنان بود- لبنانی که به دلیل سهم خواهی نیروهای سیاسی از کابینه هنوز در انتخاب رئیس جمهور جدید ناکام مانده است و به جولانگاه نیروهای خارجی تبدیل شده است. بی شک اسرائیل هشدارهای شدید نصرالله را شنیده است و می داند نصرالله با کسی شوخی ندارد پس باید او را به درگیریهای داخلی لبنان سرگرم کرد و در اینجاست که جنبلاط با شخصیت بی ثباتش و سعدحریری بی تجربه در سیاست که به عروسک کوکی فرانسه تبدیل شده است اهداف مثلث واشنگتن- پاریس و تل آویو را در بیروت پیش می برند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
پس پیک مرگ بر در خاکجای جدت رسول خدای ایستاد و اشک ریزان خبرهای ناگوار بدو داد و نالید که : ای رسول خدا!دخترزاده ی جوانمردت کشته شد و حریمش هتک شد و خاندانش به اسیری رفتند و پس از تو اهانتها بر فرزندانت روا داشتند و بی حرمتیها بر آنان رفت.
پس رسول خدا به درد نالید و دلش پریشان شدو ملکوتیان و پیامبران او را تعزیت گفتند و کاربر مادرت زهرا(س) سخت شد و دسته های ملائک مقرب در تعزیت پدرت امیرمومنان در آمد و شد بودند و مجالس ماتم تو در اعلا علیین برپاشد و حورعین در عزای تو صورت خراشیدند و در عزایت آسمانها و ساکنانش-بهشتها و نگاهبانانش-کوهها و کوهپایه هایشان-دریاها و ماهیانش-مکه و بنیانش-بیت الحرام و مقام ابراهیم- مشسعرالحرام و حل و احرام بگریستند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 27 دی1386ساعت 8:17 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
خبرگزاری محترم فارس پس از زدن زیرآب عده ای از مستحقان زیرآب زنی به سراغ شیطان پرستان رفت و در اقدامی خداجویانه زیرآب همه ی شیطان پرستان تاریخ از سنایی!! تا رژیم اشغالگر قدس را با هم زد.
این گزارش که در اینجاقابل دسترسی است نمونه ای مجسم از ناگوار بودن خلط شدن مباحث فرهنگی با خط و ربط و ایده های سیاسی آنهم از نوع پلیسی و امنیتی است. نگارنده اگرچه به شدت با پدیده هایی همچون شیطان پرستی مخالف و برخورد با آنان را وظیفه ی حاکمیت می داند منتها وقتی قرار است تحلیلی فرهنگی از یک پدیده ارائه شود باید کسانی اینکار را انجام دهند که صلاحیت کارشناسی و اخلاقی این کار را داشته باشند و البته به نتایج کار خود نیز واقف باشند. این گزارش!! که به بازچاپ مطالب بولتنهای نهادها شباهت دارد قرار است به این نتیجه برسد که: سازمان هاي جاسوسي كشورهاي غربي تلاش سازمان يافتهاي را براي استحاله فرهنگ جمهوري اسلامي ايران تدارك ديده و مدتهاست كه ميكوشند تا به " تهيسازي فرهنگي " جوانان كشور عزيزمان بپردازند . دشمن در اين راه مبالغ هنگفتي را نيز تدارك ديدهاست . از جمله بايد اشاره كرد كه طبق گزارش برخي از رسانههاي مستقل در سال گذشته مبلغ هشت ميليون دلار آمريكا به فعاليت تبليغات گروههاي شيطان پرست از سوي دولت آمريكا اختصاص يافته است . در سراسر این مطلب هیچ اشاره ای به منابع اخذ این اطلاعات نمی شود - هیچ وقت نمی فهمید که رسانه های مستقل چه رسانه هایی هستند - چه کسی این اطلاعات بسیار ارزشمند را در اختیار گزارش نویس خبرگزاری فارس قرار داده است که نحلههاي مختلف شيطاني توسط دو سازمان عمده جاسوسي يعني CIA و موساد سازماندهي ،هدايت و تغذيه ميشوند . رواج شیطان پرستی پدیده ای زشت اما در چارچوب مشکلات فرهنگی جامعه است و اگر تحلیل این پدیده از مجرای درست آن یعنی آسیب شناسی فرهنگی و به دست افراد صاحب صلاحیت صورت نگیرد ممکن است گزارشی تهیه شود که در آن بخوانیم رژيم صهيونيستي علاوه بر حمايتهاي آشكار و پنهان ،حتي از قرار گرفتن نماد رسمي كشور نامشروعش در كانون علائم شيطانگرايان نيز پرهيز ندارد یعنی ستاره داوود نماد شیطان پرستی است و رژیم نامشروع فوق ان را به شيطان پرستان قرض داده است يا از همه فاجعه آميز تر اين قسمت ماجرا است كه در اين رابطه بايد متذكر شد بانيان " تقديس ابليس " در تصوف داراي قدرت تاريخي زيادي ميباشند و آنچنانكه در تاريخ و توسط ايشان آورده شده افرادي همچون احمد غزالي ، ذوالنون مصري و سنايي از پايهگذاران اوليه شيطانيسم در ميان مسلمانان بودهاند . وقتي قرار است هركس از راه رسيد در مورد همه چيز نطر بدهد و به نتايجي برسد كه در ابتدا معلوم شده است بدون اطلاع از سابقه ي فرهنگي و دلايل و ريشه هاي بحث تقديس ابليس در عرفان (كه اتفاقاً ريشه هاي عميقاً توحيدي دارد)ذوالنون زاهد و غزالي شوريده سر و سنايي ذكرگوي خدا كه او را پاك و بزرگ و سزاوار ثنا مي داند مي شوند پايه گذار شيطانيسم!! گزارش !! يادشده با اطلاعات ناقص و تحليلهاي غلط و ذكر نامه ي ملحدانه اي خطاب به ذات باري مدعي نفوذ گروههاي شيطان پرست به واسطه ي فعاليت هاي پيگير سيا و موساد است منتها اشاره اي به اين مطلب نشده كه در طي سه دهه ي اخير چه كساني وضعيت فرهنكي كشور را به اين وضعيت دچار كرده اند كه هرچه از بيرون مي رسد در درون خريدار دارد حتي اگر شيطان پرستي باشد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 دی1386ساعت 9:13 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
عکس:AP |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 آذر1386ساعت 8:33 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|||
|
||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 آذر1386ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
||||
|
ديروز در مراسم اختتاميه جشنواره ي مطبوعات به هفت نفر به عنوان منتقد دولت هدايايي داده شد. نكته ي قابل توجه اينكه در اين مراسم چندنفر از مدافعان شديد و غلاظ دولت نهم عنوان منتقد منصف را از دست رئيس دولت دريافت كردند.
يكي از خصايص عجيب دولت نهم علاقه ي طرفداران و بخصوص دست اندركاران اين دولت در طرفداري پررنگ و مبالغه آميز از عملكرد دولت و باز كردن نوشابه هاي دو نبش براي خودشان است. تنها سوالي كه در اين ميان بي پاسخ مانده است اين است كه آيا مسوولان اين دولت بخصوص دست اندركاران مي پندارند تعريف منتقد را نيز آنها بايد براي مردم و رسانه ها معني كنند؟ آيا به صرف اهداي چند سكه ي طلا به مدير مسوول كيهان و سردبير رسالت مي توان ديدگاه و قضاوت مردم را در مورد رسانه هاي طرفدار و منتقد دولت تغيير داد؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 1:57 بعد از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
ديروز جمعيتي بي مانند از عاشقان شعر در خانه شاعران ايران و دانشگاه تهران با پيکر شاعر ارجمند هم روزگار ما، زنده ياد دکتر قيصر امين پور وداع گفتند.
انبوهي اين جمعيت ، اين سوال را در ذهن مي آورد که راز محبوبيت قيصر و اشتياق مردم به او چيست؟ «قيصر» شاعري بود که اهل مصاحبه هاي ريز و درشت ، اظهارنظرهاي گاه و بيگاه و خبرهاي سفارشي نبود، پس دليل اين همه شهرت و از آن مهمتر محبوبيت براي قيصر امين پور چه بود؟ حقيقت اين است که قيصر يکي از بهترين رويش هاي شعر معاصر ايران بود و در توانمندي هاي او در عرصه سرودن شکي نيست ؛ اما اين تنها بخشي از راز دلبستگي مخاطبان به سروده هاي اوست ، نکته مهمتر دردمندي و فروتني او و شعرش بود. قيصر قبل از آن که شاعر بزرگي باشد، آدم بزرگي بود و در نهايت خلوص و تواضع ، هيچ گاه نديديم که با زبان و قلم کسي را برنجاند يا بي آبرو کند؛ او انسان ها را حرمت مي داشت و حتي بر مخالفانش نيز بي پروا و ناجوانمردانه نمي تاخت. فروتني قيصر، مانند بسياري جزو اداها و ادعاهاي او نبود، ذاتا فروتن بود. با آن که بسياري براي لحظه اي همکلامي و مصاحبت با او، سر و دست مي شکستند، اين توجه ها را به حساب بزرگي خود نمي گذاشت و بي هيچ تکلفي با مردم مي نشست ، مي گفت ، مي خنديد و مي گريست. اگر چه شعرش در قله هاي فخامت و هنرمندي بود، به مردم روزگارش بي اعتنايي نمي کرد و همواره همنفس و همدل آنان بود. از ديگر سوي ، شعر قيصر و خود او اهل برج عاج نشيني و بي دردي نبود. «درد» آنچنان که خود سالها قبل گفته بود در واژه واژه شعرش نهفته بود و خود نيز در زندگي «دردمندي» را برگزيد. قيصر آنچنان جايگاه ادبي و اجتماعي اي داشت که مي توانست زندگي مرفه ، بي دغدغه و راحتي را براي خود فراهم کند و مانند بسياري ديگر در برج عاجي بنشيند؛ اما قيصر هرگز اين گونه نکرد و در متن مردم زيست و رنجهاي اين گونه زيستن را نيز به جان خريد. مردم ، ديروز نشان دادند که مي فهمند کدام هنرمند زبان آنان است و در رنجها و شادي ها و عشقهايشان شريک است. مردم مي فهمند و کاش همه شاعران و هنرمندان نيز مي فهميدند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 7:38 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
گفت و گویی که با محمدرضا یوسفی انجام داده بودم روزهایی که برای انجام سفری در ایران نبودم در جام جم منتشر شده بود. گفت و گو را یکی از روزهای ماه مبارک رمضان در منزل نویسنده در شهرک اکباتان گرفتیم و در آن به موضوع عدم انعکاس تجربیات ادبی ایران در خارج ار کشور پرداختیم گزیده و متن گفت و گو را می آورم:
آثار کلاسيک ما به جهانيان نشان داده است که ايرانيان چه کساني هستند. بي شک يکي از 3 اثر حماسي بزرگ دنيا از آن ماست و حتي اگر به لحاظ ساختارشناسي و بدون تعصب ملي اين 3 کار را با هم مقايسه کنيم ، مي بينيم که شاهنامه در خيلي جهات برتر است. پس ما يکي از 3 ملتي هستيم که يکي از سه پايه حماسه جهان از آن ما و اين خود پايگاه مهمي براي رشد ادبيات ماست.
با يقين کامل مي گويم که در ادبيات بخصوص ادبيات کودک و نوجوان ، ما ظرفيت هاي بي نظيري براي عرضه به جهان داريم چراکه فرهنگ هر کشوري براي کشور ديگر جذابيت دارد و اين ويژگي ملتهاست که در ادبيات جلوه مي يابد. شايسته است در داخل عرصه توليد خلاق ادبيات را گسترش بدهيم چرا که ادبيات در سطح جهاني ادبيات در عرصه خلاقيت ها با هم رقابت مي کنند و خلاقيت ها مقوله خود را دارد و نيازمند فضاي باز براي توليد گسترده و امکانات و شرايط توليد آثار ادبي است
اگر واژه من توهين آميز تلقي نشود بايد بگويم همه دانشگاه هاي عظيم ما ديلماج تربيت مي کنند نه کساني که بتوانند در انتقال فرهنگ ملي نقشي بازي کنند. من به ياد دارم براي ترجمه 7کتاب من به انگليسي با وجود اين که همه کارهاي لازم اعم از بودجه و موافقت ها کسب شده بود ما با مشکل نبود مترجمي از فارسي به انگليسي روبه رو بوديم و در پايان خانم يکي از دوستانم را براي اين کار انتخاب کرديم که خود ايشان امريکايي بود و ما مطمئن بوديم که انگليسي را بلد است و زبان فارسي را هم آموخته بود و 2نفري به ايشان تصويرها و مفاهيم قصه را منتقل مي کرديم تا بتواند درست ترجمه کند. امروز ما به تفسير سيمرغ در ادبيات مي پردازيم که شايد نه عطار و نه فردوسي به آن آگاهي داشته اند. آنها تنها يک انتقال فرهنگي را باعث شده اند و امروز ما بر بستر يک رودخانه بزرگ ايستاده ايم و مي توانيم کناره هاي مختلف آن را ببينيم. شمارگان هزار و 2هزارتايي براي ادبيات ما شرم آور است. ما نمي تواينم فردا در برابر تاريخ پاسخگو باشيم و بگوييم در کشوري با هفت هزار سال سابقه مدنيت ، شمارگان کتاب کودک 2هزار و بزرگسال هزار تا بود. اين ديگر فتوکپي است نشر کتاب نيست. علت اين که بسياري از نويسندگان جوان از اين مسير مي مانند هم همين است. متن کامل مصاحبه در اینجاقابل دسترسی است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 11:20 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
گفت و گويي مفصل با دكتر سيد علي موسوي گرمارودي
چند جمله منتخب از مصاحبه و متن كامل آن : بسياري از شاعران اهل تسنن حتي براي دوازده امام شعر دارند و حتي شايد شگفت انگيز باشد، اگر بشنويد کساني از آنان نه تنها براي امام حسين ع ، بلکه براي يکايک ائمه شعر گفته اند و شايد بتوان آنها را اهل تسنن دوازده امامي دانست. در سال 1313 مرحوم محيط طباطبايي در مقاله اي در مجله مهر ، شيعي بودن فردوسي را اثبات کرده بود ولي ايشان احتمال زيدي بودن او را نيز مي دهد، اما استاد مهدوي دامغاني با استفاده از کلمه وصي ثابت کرده است که فردوسي شيعه دوازده امامي است ائمه ما بزرگ ترين اهميتشان اين است که به ما توحيد ياد داده اند و عجيب است که در شعر شيعي شعري که از همه مظلوم تر مانده است ، شعر خداست ! بنده بشدت با آنچه که به حق در شعر برخي شعراي شيعي مثل شعر فوادکرماني به حق «غلو» ناميده شده است ، مخالفم و در پيشگاه خداوند و مردم تبري مي کنم از اين گونه شعرها و باکي هم ندارم اگر برخي ناراحت شوند ، چراکه ما اگر ائمه را هم دوست داريم به اين دليل است که آنها نمونه والاي توحيدند و به ما ياد داده اند هيچ گونه شرکي نه خفي و نه جلي نداشته باشيم. متن كامل در اينجا |
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 مهر1386ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|