![]() |
![]() |
|
| نوشته هاي يك روزنامه نگار |
|
خيلي وقتها آدم حرفي ندارد كه بنويسد اما مي تواند مبلغ شعر و داستان خوب كه باشد . تصميم گرفتم در هر فرصتي كه پيش آمد شعرهايي از دوستان شاعرم را كه به مذاقم خوشتر آمده است به شما تقديم كنم. زيبايي هاي اين شعر ها از آن شاعرانشان است و من در اينجا تنها يك راوي صرف كه البته تحسين كننده ي زيبايي ها نيز هست. زيبايي هايي مثل اين غزل مهدوي عباس چشامي نازنين:
چراغ خانه را روشن كنید آواز بگذارید بیفشانید آبی بر حیاط و یادتان باشد بجنبید و بیندازید نقلی در دهان غم الا دلهای تمرینكرده دور از او پریدن را بیاید بیشتر گل میدهد بیش انتظاران را نگاهش راهزن بسیار دارد من كه میترسم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط آرش شفاعي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|