خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت

عدم مداخله در بازار نشر يا چشم پوشي از حقوق اهل فرهنگ؟

معاون فرهنگي وزير ارشاد در نشست خبري اخير خود در پاسخ به پرسش قدس در خصوص حمايتهاي وزارتخانه متبوعش از آثار ادبي و آفرينشهاي هنري نوقلمان از سياست عدم مداخله در بازار نشر به عنوان راهبرد وزارتخانه نام برد.




دكتر محسن پرويز البته گفت كه معاونت فرهنگي از توليد اين گونه آثار حمايت خواهد كرد، ولي تأكيد كرد: معادلات بازار نشر براساس شرايط اجتماعي و اقتصادي رقم مي خورد و وزارت ارشاد قصد ندارد با مداخله در آن، اين معادلات را تغيير دهد.
عدم مداخله بي جاي دولت در كارهاي صنفي و معادلات پذيرفته شده اقتصادي و اجتماعي، سياست قابل قبولي است، اما به شرطي كه اين وضعيت، مطلوب و براساس شرايط و معادلات سالم و طبيعي به وجود آمده باشد.
سؤال اينجاست كه آيا وضعيت نشر در كشور ما طبيعي پذيرفته شده و مطلوب است؟ آيا قرار است وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان متولي حاكميتي حوزه فرهنگ و هنر همچنان تماشاگر اين وضعيت باشد و به جاي مداخله درمانگر، به سياستهاي شكست خورده اعطاي يارانه و حمايتهاي اين چنيني ادامه دهد؟
انتظار اهالي هنر و فرهنگ و پژوهش از آقاي دكتر پرويز به عنوان نويسنده اي صاحب قلم كه درد اهل فرهنگ را مي داند و مي شناسد، آن نيست كه در دوران مسؤوليت وي، در، بر همان پاشنه هميشگي بچرخد و مسؤولان وزارت ارشاد در مصاحبه هاي خبري از حمايتهاي مقطعي و بي اثر خود حرف بزنند. اهل فرهنگ، وزارت ارشاد تماشاچي را در اين سالها به اندازه كافي تحمل كرده اند و اينك نوبت آن رسيده است كه دولتي كه قصد نوسازي بناهاي به اشتباه برآمده و بازسازي بنيادهاي نادرست را دارد، از اين نقش خارج شده و اتفاقاً به صورتي فعال و پويا در معادلات بازار نشر دخالت كند.
بد نيست آقاي دكتر پرويز به اين سؤالات بينديشند كه در كجاي دنيا نويسنده و توليد كننده اثر فرهنگي هميشه شاهد پايمال شدن حقوق خود است و حتي در صفحات كهنه اما قطور قوانين اين حوزه، حق او براي در نظر گرفتن توليدگري فرهنگي اش به عنوان يك شغل ناديده گرفته شده است!
در كجاي دنيا واسطه ها و دلالان، سرنوشت فرهنگ را تعيين مي كنند و از نتيجه عرق ريزي روحي نويسنده، كيسه مي دوزند؟ در كجاي دنيا نويسنده براي توليد و آفرينش خود متضرر مي شود و در مقابل، ناشر براي بهره مندي از يارانه هاي دولتي و سهم بيت المال به كتاب سازي دست مي زند؟ در كجاي دنيا گروهي به نام "پخش كتاب" شريانهاي توزيع فرهنگي را به دست گرفته و بخشي از بدنه تشكيل دهنده هنر، ادبيات، پژوهش و ترجمه را به نفع خود حذف مي كنند؟
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مسؤول بهسازي و تغيير وضعيت ناسالمي است كه در جريان توليد، نشر و توزيع آثار فرهنگي در كشور ما وجود دارد و همه كارشناسان اين حوزه از اين چرخه ناسالم و برآمده از سياستهاي نادرست حمايتي و واگذاري حوزه فرهنگ به دست بخش خصوصي انتقاد مي كنند.
عدم مداخله در بازار نشر، به معناي چشم بر هم گذاشتن مسؤولان فرهنگي كشور بر پايمال شدن هميشگي حقوق توليدكنندگان آثار ارزشمند و سربازان خطوط مقدم پيكار با هجوم فرهنگي دشمنان است.اميدواريم اين سياست، سياست وزارت ارشاد دولت عدالت طلب نباشد، زيرا معناي آن ادامه ظلم به حقوق نويسندگان، شاعران، هنرمندان، مترجمان و همه اهل فرهنگ و هنر و انديشه است.


چرا فیلم آتش بس فیلم بدی است:

۱- شما مجبورید به فرزندتان دائم توضیح دهید آن خانمی که توی فیلم بازی می کند گوگوش نیست

۲-گیج می مانید وقتی توی فیلم یک آقا به یک خانم می گه :وای چه خوب شوهرت یه مرد غیرتیه که همش گیر می ده ؟و بعد در مورد لاک و مانتوی چسبانش توضیح می دهد چجوری حواس بچه تان را پرت کند

۳-یاد می گیرید که ظرف شکستن چه کیفی دارد

۴-حرصتان می گیرد که کلی پول بلیط داده اید تا زن و بچه تان یک چهارم از بدن آقای محمدرضا گلزار را تماشا کنند

۵-با اینکه از روانشناسی بدتان نمی آید از اینکه در کلاس روانشناسی فشرده حاضر شده اید حوصله تان سر می رود. این فیلم بدون پفک قابل تحمل نیست

۶-«بی ام و»  آقای گلزار را می بینید و یادتان می آید که سرمایه داری عجب چیز کثافتی است احیاناْ اگر مارکس دم دست باشد برای تلطیف روحی بد نیست

۷-اگر زنتان با مرد دیگری توی ماشین بودند شما خل و چل شده اید ... بابا گیر نده دیگه فیلمتو ببین

۸-دوست دارید چند سال بگذرد تا منتقدانی که می گفتند این فیلم دیگر فمینیستی نیست به گاو تبدیل شوند

۹-خانمهای مهندس شرکتهای ساختمانی بعد از این فیلم در محل کاری امنیت ندارند گویا استفاده های غیر معمول از فرغون اخیراْ زیاد شده

۱۰-به نظر شما واقعا ْ این عجیب نیست که شما دارید می خندید؟ در حالیکه حساب بانکی شما خالی است و برای چند روز ذیگر چک دارید؟

 

روزنامه نگاری قدم زدن در  آتش

ماجرای روزنامه ی ایران را همه شنیده ایم . من نمی خواهم در مورد کم و کیف ماجرا قضاوتی کنم. به هموطنان ترک زبانمان هم حق می دهم که در این ماجرا واکنش تند خود را نشان بدهند چه آنکه اهانت به هر ایرانی اهانت به تمام ما ست و همه ی قومیتها به یک اندازه محترم اند.

نکته در اینجاست که در این ماجرا ریسک وحشتناک روزنامه نگاری در ایران یکبار دیگر ثابت شد. گاه کمی بی مسولیتی و فراموش کردن حریمها و خطوط قرمزی که باید و باید همه ی ما آنها را رعایت کنیم . یک کلمه ی نامربوط در یک طرح می تواند بحرانی ملی و دراز دامنه را ایجاد کند که جمع کردن دامنه های آن کاری صعب است.

همه ی ما که دستی در روزنامه نگاری داریم باید به حساسیتها و دشواری های بی مانند شغل خود واقف شویم و بدانیم که اثر قلمی که امروز می چرخانیم گاه ممکن است تا حد به خطر افکندن مصالح ملی پیش رود.

تجمع دانشگاه تهران-اول خرداد ۸۵

تجمع جمعي از دانشجويان در دانشگاه تهران/امير خلوصي ايسنا