امروزه شعر از انتقال فرهنگ، ناتوان است

روزگاری شعر وظیفه انتقال حکمت، سنت ها، آیین ها و فرهنگ را به عهده داشت اما امروزه نمی تواند چنین کاری کند.

آرش شفاعی، شاعر، به خبرنگار شبستان گفت: من فکر می کنم که در مهندسی فرهنگی، شعر بنفسه جایگاهی ندارد و روز به روز جایگاههایی که داشته از آن گرفته شده است. شاید شاعران به لحاظ مدیریتی و ... نقشی در مهندسی فرهنگی اجتماع داشته باشند اما شعر، جایگاهش را از دست داده است.

وی افزود: امروزه در عرصه کلی، هنر سینماست که خط دهی و فرهنگ سازی می کند و در عرصه ادبیات، داستان نویسی است كه تاثير گذار است.

به عقیده این نویسنده، روزگار ما روزگار شعر نیست چرا که شعر فی نفسه گرایش به ابهام و اجمال دارد و روزگار اکنون روزگار شفافیت و تفصيل است.

سراینده "تا فراسوی رفتن" ادامه داد: در شاکله ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی، شعر به عنوان هنر، خط شکن و جریان ساز بوده و وظیفه انتقال حکمت، معارف، آیین ها و سنت ها را به عهده داشته است که این جایگاه ها یکی یکی از شعر گرفته شده و شعر امروزه در جایگاهی نیست که بتواند فرهنگ سازی کند و فرهنگ را انتقال دهد.

وی تأکید کرد: این مسئله امری است که شاعران معاصر از آن به عنوان آرمان دم می زنند و مضمون این آرمان، تهی شدن شعر از همه وظایف و رسانگی ها و تبدیل شدن آن به هنر محض است.

سراینده "تهران شبیه هر شب دیگر سیاه بود" بر این باور است که سینما به دلیل اینکه می تواند از همه هنرهای دیگر در راستای پرورش درونمایه خود بهره بگیرد فرهنگ ساز است و جهت دهی می کند.

وی در پایان گفت: تفاوتی نمی کند که مفهومی که سینما می خواهد آن را بپرورد مفهومی کم ارزش (مانند فیلم 300) باشد یا مفهومی باشد که از عمق اندیشگی و انسانی برخوردار باشد. سینما کار خودش را می کند و از این جنبه –جنبه حاد رسانگی- شعر، خیلی عقب تر از سینماست.

بوق الارهاب

شبکه تلویزیونی الجزیره قطر در جریان یک برنامه زنده ی گفت و گوی سیاسی به نام "بلا حدود"از زبان یکی از گردانندگان این شبکه موج تازه ای از حملات لفظی علیه آیت الله العظمی سید علی سیستانی را کلید زد.

در این برنامه الجزیره با انتقاد از مشی مدارای مرجع عالی مقام شیعیان ایشان را به همکاری با اشغالگران امریکایی و صدور فتاوی تفرقه افکنانه متهم کرد.

پیش از این نیز الجزیره در قالب برنامه های گفت و گو و از زبان میهمانان خود سیستانی را هدف انتقاد قرار داده بود ولی این بار این اتهامات توهین آمیز از زبان گردانندگان الجزیره مطرح شد.

این شبکه که چندی است به عنوان سخنگوی جریانات تکفیری و صدامی در عراق عمل می کند به درستی فهمیده است با وجود استیلای روانی و احساسی مرجعیت بخصوص شخص آیت الله سیستانی که مردم عراق از او به "امام سیستانی " یاد می کنند نمی توان به پیشبرد هدف جنگ طائفه ای در عراق امید بست.

خلط کردن موضوع مقاومت در عراق بر ضد اشغالگران با موضوع تروریسم و جنگ طائفه ای شیطنتی است که رسانه های عربی از مدتها به دنبال ان هستند و در این میان آنان امیدوارند با تحریک احساسات اقلیت سنی مذهب و دامن زدن به توهم  دیکتاتوری شیعی و بحثهای حاشیه ای نظیر هلال شیعی  سنیهای عراق را به موضعگیری علیه مرجعیت وادارند.

حقیقت این است که در عراق هیچ شخصیتی به اندازه آیت الله سیستانی در برابر امریکا مقاومت نکرده و اگر حضور و هدایت وی نبود  انتخابات عمومی و تشکیل دولت عراقی هرگز شکل نمی گرفت . سیستانی با مقاومت پولادین ولی آرام در برابر زیاده خواهیهای متجاوزان و اشغالگران رویای فرو بردن لقمه عراق را از سر آنان بیرون کرد و اشغالگران را واداشت روند سیاسی را در این کشور به رسمیت بشناسند.

از سوی دیگر فتواهای وی بخصوص فتوای تاریخی پس از تخریب مرقد حرمین امامین عسکریین که در آن تخریب مساجد و  مقابر بزرگان اهل سنت و تعدی به سنیان عراق به شدت نهی شده بود بیشترین اثر را در حفظ جان و مال و ناموس سنیان عراق داشت وگرنه آتش خشم شیعیان خیلی پیشتر شعله کشیده بود.

امروز چهره ی الجزیره که در محافل عراقی از آن به عنوان بوق الارهاب=تروریسم نام برده می شود در نزد همه ی طرفهای بحران شناخته شده است و کمتر کسی می پذیرد که این هتاکیها به دلایل تصادفی صورت گرفته باشد.

دولتهای ایران و عراق باید با یادآوری مسولیتهای بین المللی قطر به این کشور کوچک که به حیات خلوت امریکا و اسرائیل در منطقه تبدیل شده است نشان دهند که نمی توان بدون پرداخت هزینه های لازم رمز وحدت و سیادت عراق جدید را مورد هجمه قرار داد. 

ببینم من امروز آستین کوتاه پوشیدم  به من گیر نمی دید؟

وبلاگ‌ها بايد از جنبه‌ي خبري به سمت تحليل،‌ بررسي و پردازش اطلاعات بروند

به اعتقاد يك وبلاگ نويس، وبلاگهای روزنامه‌نگاران به لحاظ اين كه به منابع اصلي توليد خبر دسترسي دارند و همچنين اخبار خاكستري كه اجازه‌ي انتشار در رسانه‌هاي رسمي‌ و روزنامه‌ها را ندارند،‌  براي تمام اقشار جامعه خواندني مي‌شود.

آرش شفاعي در گفت‌و‌گو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت:‌« جذابيت وبلاگ نويسي در ايران باعث جذب اقشار مختلف به ويژه روزنامه‌نگاران به اين پديده مي‌شود. زماني كه روزنامه‌نگار در چارچوب رسانه‌اي خود فعاليت مي‌كنند،‌ ناخودآگاه با خط قرمزهاي بيروني و داخلي رو به رو است.»

اين بلاگر ادامه داد: «خطوط قرمز رسانه‌هاي مختلف نسبت به يكديگر پس و پيش مي‌شود،‌ ولي هيچ رسانه‌اي در دنيا نيست كه بتواند هر خبري را منتشر كند،‌ اين در حالي است كه در وبلاگ‌ها فقط امضاي روزنامه‌نگار پشت قضيه است كه درگير قواعد بازي رسانه‌اي به معناي مرسوم آن نيز نيست.»

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته