وقتي شاعران، بازارياب ميشوند

اين تازه آغاز ماجرا بود، چرا كه حتي در صورت انتشار كتاب و عرضه آن به بازار نشر، روابط پيچيده و مخوف گستره توزيع و پخش كتاب چنان بود كه عملا اين كتابها به بازار كتاب كشور راه نمييافت و هر سال شاهد انتشار تعداد زيادي مجموعههاي شعر قابل قبول در كشور بوديم كه در صورت توزيع سالم و گسترده، قابليت جلب مخاطبان فراوان را داشتند، اما عملا اين مجموعهها ديده نميشدند.
از سوي ديگر، ناشران با حذف پرداختحق التاليف در صورتي كه هنگام نشر كتاب، بهايي مطالبه نميكردند به جاي پول تعداد زيادي از نسخههاي كتاب را به شاعران تحويل ميدادند تا خود آنها را به نحوي به فروش برساند.
شبكه غيررسمي توزيع
مدتي است كه برخي شاعران بخصوص شاعران جوان كه از چرخه نامناسب توزيع آثارشان به تنگ آمدهاند و ديگر وعدههاي مسوولان در خصوص ساماندهي به وضعيت پخش كتاب را باور نميكنند، دست به اقدامي خودجوش زدهاند و با درج آگهيهايي در سايتهاي ادبي و وبلاگهاي شخصي، كتابهاي خود را با اعلام شماره حساب و نشاني بدون حضور در چرخه رسميپخش كتاب ميفروشند و حتي حاضرند تا يك پنجم قيمت كتاب را نيز به خريدهاي بيش از يك اثر تخفيف بدهند و اين در صورتي است كه براي حضوركتاب در چرخه رسميتوزيع، شركتهاي توزيع حدود 65 درصد قيمت پشت جلد را تخفيف ميخواهند و چك مابقي وجه ناشر را حداقل شش ماهه صادر ميكنند.
به اين ترتيب، در چرخه نامناسب انتشار كتاب در كشور ما و با وجود عدم اجراي قوانين وظايف مولف، ناشر و توزيع كننده همه مشكلات اجرايي و مالي بر سر مولف كتاب آوار ميشود و كسي كه داراي توانمندي هنري و آفرينش ادبي است، بايد به خاطر اين توانمندي مجازات نيز بشود و نه تنها درآمدي كسب نكند بلكه كتابش را به دست بگيرد و برايش تبليغ كند و يكي يكي بفروشد تا جلوي ضرر بيشتر را بگيرد.
در وضعيت كنوني كه به بهسازي وضعيت پخش كتاب اميدي نيست، شاعران جوان شهرستانها دست به تاسيس اعلام نشده يك «شبكه غيررسمي توزيع كتاب» زدهاند كه در آن، كتابهاي تازه منتشر شده شعر در جلسات شعرخواني شهرهاي مختلف، كنگرهها و شب شعرها معرفي و با جمعآوري بهاي اين كتابها تعدادي از آنها به شاعر سفارش داده ميشود. به اين ترتيب كتابهاي شعر اگر چه از رسيدن به دست عموم علاقهمندان و مخاطبان عادي محروم ميمانند؛ شاعران و مخاطبان حرفهاي شعر، تازههاي شعر جوان ايران را ميبينند و با تجربههاي شعري تازه آشنا ميشوند و جلوي زيان مادي يكي از شاعران را نيز ميگيرند.
جليل صفربيگي، شاعر رباعي سراي ايلاميكه با همين شيوه كتابش را به چهارمين چاپ رسانده است، با پذيرش اين كه بازاريابي كتاب براي شاعران را امري پسنديده و فرهنگي نميداند، ميگويد: من چند سال، پيش خواستم يكي از كتابهايم را از طريق يكي از شركتهاي پخش كتاب در تهران توزيع كنم آنها 40 جلد كتاب را با تخفيف زياد از من گرفتند و از بهمن 86 تا كنون پول آن را ندادهاند، در صورتي كه من تنها يك روز در نمايشگاه كتاب تهران 140 نسخه از كتابم را فروختم. در اين شرايط جز فروش كتاب از طريق دوستان شاعر چارهاي ميماند؟
او ميگويد: ناشران شهرستاني اغلب شيوههاي پخش كتاب را بلد نيستند و تازه اگر هم بخواهند در اين چرخه وارد شوند، از سوي شركتهاي پخش كتاب و مافيايي كه در اين حوزه وجود دارد، اجازه عرضه كتاب نمييابند، به همين دليل براي رسيدن كتاب به دست مخاطب چارهاي جز اين روش نمانده است.
دردسرهاي نشر تمامي ندارد
اما ناشران نيز در اين باره حرفها و درد دلهايي دارند. سيد ضياءالدين شفيعي كه خود شاعر است و در كار نشر كتاب نيز دست دارد، با پذيرش اين كه شيوه كنوني شيوهاي فرهنگي نيست، ميگويد: در شرايط فعلي 2 راه پيش رو داريم يا اين كه به ركود تن بدهيم و مثل بسياري از شاعران كه سالهاست، اثري منتشر نكردهاند، كتاب چاپ نكنيم يا اين كه بپذيريم كتاب را با حداقل عوارض منتشر كنيم و از مجموعههاي نشر خصوصي انتظار پرداخت حق التاليف نداشته باشيم.
وي با بيان اين كه تحويل بخشي از شمارگان كتاب به صاحب اثر براي استفاده از روابط خود در ميان اهل ادبيات تنها چاره ممكن براي توزيع كتاب، بدون ورود در چرخه بيمار پخش كتاب است، ميگويد: تعطيل شدن حمايتهاي جانبي از ناشران نظير تحويل فيلم و زينك، عبور از گردنه سنگين صدور مجوز، عدم خريد كتاب از سوي ارشاد، سرگرداني در روشهاي سنتي و الكترونيك و افزايش بيحساب و كتاب بهاي كاغذ باعث شده است كه ناشر لذت انجام يك كار فرهنگي را از دست بدهد و وقتي شما كتابي به يك ناشر ميدهيد اين احساس به او دست ميدهد كه يك دردسر تازه برايش درست شده است، در اين حالت چارهاي نميماند كه شاعران نيز در چرخه نشر كتاب با ناشر همكاري كنند.