سفر به اقليم هاي پراكنده- نگاهي به مجموعه " جمعه بيست و هشتم روي صندلي لهستاني"
مجموعه داستان"جمعه بيست و هشتم روي صندلي لهستاني"نخستين مجموعه غزال زرگر اميني است كه نشر ققنوس آن را سال گذشته راهي بازار نشر كرده است.
نويسنده در اين مجموعه چهره هايي متفاوت از خود ارائه مي دهد گاه نويسنده اي است كه به پرداخت جزييات داستاني دقيق مي شود؛ گاه بر زبان تمركز مي كند و گاه از رئاليسم به سمت سوررئاليسم حركت مي كند. چنانكه اگر داستان هاي "زن سمندر يا زينت" و " من و گربه و ساحره" در يك مجموعه نمي آمد به سختي مي توانستي باور كني اين هر دو زاييده ي يك قلم اند.
همين سفرهاي پي در پي نويسنده در حوزه هاي مختلف و اقليم هاي دور از هم مجموعه را به سمفوني نا هماهنگي تبديل كرده است كه انگشت هاي نوازنده در آفرينش آن گاه لغزيده است و گاه خوب از پس ملودي دقيقي كه در ذهن داشته برآمده است.
زرگر اميني در نخستين مجموعه چهره ي نويسنده اي پويا را از خود به نمايش مي گذارد؛ نويسنده اي كه به يك فضا راضي نيست . مانند بسياري از همانندان خود به داستان هاي آپارتماني راضي نيست براي همين وسعت تماشاي خود را گاه به دل تاريك جنگل هاي شمال مي كشاند و گاه تا دوهزار و ششصد و بيست و پنج سال بعد سفر مي كند. البته اين دل نبستن به يك فضا و رفتن در دل موقعيت هاي داستاني متفاوت اگرچه در ذات خود شهامتي ستودني دارد باعث شده است داستان هايش مجموعه اي از تجربيات كامياب و ناكام باشد؛ مجموعه اي كه به شكلي روشن يكدست نيست و گاه خواننده را از اينكه نويسنده اي كه توانسته است داستان هايي چون "زن سمندر..." و "شيفت شب " را بنويسد از تجربه هاي ناكامي چون "شيريني پزي مانوك" و " من و گربه و ساحره" دلزده كند.