جهان از صدای محمود درویش خالی شد

مرگ زودهنگام یک انجمن

من خود عضو انجمن صنفی روزنامه نگارانم و یقیناْ به بالندگی و شکوفایی این نهاد مدنی امیدوار. اگرچه از همان سالی که عضو انجمن شده ام از امکانات و تسهیلاتی که به مدد لابیهای سیاسی نصیب برخی اعضا می شد بی بهره بوده ام هرگز معتقد نیستم که باید در انجمن شکاف ایجاد کرد و آن را به جوانمرگی کشاند.

عملکرد اعضای هیات مدیره و مسوولان انجمن در دوره ای که دوران اصلاحات نام گرفت و در سالهای پس از آن و به گروگان گرفتن یک تشکل صنفی که باید زیر نظر و به اراده ی اعضایش گردانده شود برای فعالیتهای سیاسی و جناحی باعث شد که کار به آنجایی برسد که به دلیل فعالیت غیر قانونی و خارج از چارچوب اساس نامه  انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران قربانی انحصار طلبی مدیران خود خوانده ی خود شود.

من در این میان البته سفرهای خارجی پنهانی به نام روزنامه نگاران ایرانی - مکانی آبرومند برای فعالیتهای سیاسی و صدور بیانیه های مکش مرگ مای اصلاح طلبانه! و صد البته در آمدهای غیر انتفاعی را از دست نداده ام به همین خاطر برای خود انجمن که خانه ی امید روزنامه نگاران ایران بود تاسف می خورم ولی هستند کسانی که از حالا باید بخشی از درآمدهای هنگفت خود را از دست رفته ببینند همانهایی که روزی که نماینده بودند مخالف اعلام خبرنگاری به عنوان کار سخت و زیان آور بودند و بعد به مدد نفس اصلاح طلبانه شان نام بامسمایشان از صندوقهای خالی انتخابات انجمن بیرون کشیده شد!