مناره سازی به مثابه اقدام علیه امنیت ملی !

در سوئیس که همه آن را به عنوان کشوری آرام و آزاد می شناسند اخیراْ همه پرسی عجیب و غریبی به راه افتاد و مردم این کشور با حضور در این رای گیری سراسری یکی از خطرات مهمی که امنیتشان را به مخاطره افکنده بود رفع کردند!

ماجرا این است که اکثریت قابل توجهی از مردم این کشور به ممنوعیت ساخت مناره برای مساجد مسلمانان در این کشور رای دادند . رای گیری خنده داری که نتیجه ی آن با تبلیغات وسیعی که احزاب و رسانه های این کشور به راه انداخته بودند و با پوسترهایی که در آن ها کشور سوئیس زیر سلطه ی مناره هایی بلند ترسیم شده بود و زنی در روبنده ای سیاه به آن ها نگاه می کرد - حس ترس از تسلط بنیادگرایی بر کشور آرام و امن در مردم ایجاد شد.

حقیقت ماجرا این است که در سوئیس جمعیت مسلمانان و تعداد مساجد آن ها آن قدر در اقلیت است که هرگز نمی توان تصور کرد حتی اگر این شمار - ۴ و نیم درصدجمعیت- به چندبرابر هم برسد ترکیب جمعیتی مسلمان و غیر مسلمان در این کشور تغییر محسوسی کند . مسلمانان این کشور هیچ نفوذ قابل توجهی در گروه های تاثیرگذار اجتماعی هم ندارند که احساس شود با نفوذ در کانون های قدرت می توانند خطری برای امنیت سوئیس ایجاد کنند .خنده دار تر از همه این که تنها ۴ مناره در تمام این کشور وجود دارد و این همه دعوا و تبلیغات اساساْ از ریشه مضحک است .

سوال این جاست که واقعاْ این احساس خطر چگونه ایجاد شده است ؟ من می پذیرم بخش مهمی از این اسلام هراسی به عملکرد تندورهای مسلمان نما برمی گردد ولی بخش بسیار بزرگی از این هراس بی دلیل و اغراق شده نتیجه عملکرد هماهنگ شده ی رسانه ها با کانون های قدرتی است که از تشدید روند ترس از ترور - که با برجسته سازی رسانه ای به ترسی حقیقی و درجه اول تبدیل شده و با برچسب زدن  به معادلی برای ترس از اسلام تبدیل شده - سود می برند.

سازمان عفو بین الملل با محکوم کردن این رای گیری پرسیده است چرا در برابر ساخت ده ها کلیسا با مناره های بلند کسی در سوئیس احساس تجاوز به حقوق شخصی اش را نکرده است؟ پاسخ این سوال را کسی نخواهد داد چرا که به نظر می رسد گروهی بزرگ در غرب به دنبال کسب منافع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی از چرخه ی پرشتاب معادل سازی اسلام با ترور هستند. شاید در این باره باز هم بنویسم.

همشهري بخشي از خاطرات همه ي ماست

روزنامه ي همشهري دومين روزنامه اي است كه در عمر كوتاه معاونت مطبوعاتي آقاي رامين تعطيل مي شود. روزنامه ي ارزشمند خبر هم به دلايلي كه هرگز اعلام نشد ولي همه مي دانند خودش، خودش را تعطيل كرد.

روزنامه ي همشهري به خاطر درج يك آگهي كه در آن معبد نيلوفر متعلق به بهائيان نشان داده شده تعطيل شده و  جالب اين است كه بنا بر اظهار آقاي عباس سليمي نمين كه امروز در فارس منتشر شده است اين آگهي پيشتر در روزنامه هاي ايران و خورشيد نيز منتشر شده بوده است !

اگرچه تعطيل شدن همشهري درست در آستانه ي مانور تبليغاتي بزرگ شهرداري تهران به مناسبت افتتاح تونل توحيد مي تواند بخشي از پروژه ي بزرگ تري باشد كه از آن مي توان به جدي تر شدن تقابل احمدي نژاد و قاليباف رسيد. پروژه اي كه با صحبتهاي احمدي نژاد درباره ي دولتي شدن مديريت مترو آغاز شد و  ديروز با به بن بست رسيدن رايزني ها براي عدم تعطيلي همشهري چهره اي عريان تر به خود گرفت.

رامين امروز از ادامه ي تعطيلي همشهري و تمامي ضمائم آن تا تشكيل دادگاه سخن گفته است تا به اين وسيله اين فرضيه تقويت شود كه دولت فرصت مناسب را براي فلج كردن قدرت رسانه اي قاليباف را به خوبي قدر مي داند . تهران امروز در برابر قدرت و شمارگان و ضريب نفوذ غولي مانند همشهري( با اضافه شدن ضميمه هاي آن) اصلاً قابل مقايسه نيست .

همشهري را به درستي بايد بنيانگذار جريان نوين رسانه هاي مكتوب در كشور دانست كه با مديريت كساني چون كرباسچي و عطريان فر  پا گرفت و توانست ذائقه ي مخاطبان مطبوعات را كه به روزنامه اي رنگي و تا حدود زيادي غيرسياسي عادت نداشت با شكلي جديد از روزنامه آشنا سازد. طرفه اينكه درست در روز مرگ موقت همشهري ، مدير برجسته اش - عطيان فر- از زندان آزاد شد.

همشهري واژه ي ساده اي در سپهر سياسي و فرهنگي ايران نيست . اين روزنامه را به راحتي و بدون هزينه نمي توان از دور خارج شد چرا كه همشهري به بخشي از نياز روزمره انسان شهر نشين مقيم پايتخت تبديل شده و بخشي از خاطرات همه ي ما تبديل شده است . 

پی نوشت: به نظر می رسد لابی های قالیباف کار خود را کرد. آیا باید منتظر تغییراتی در هیات نظارت بر مطبوعات برای پیشبرد دیدگاه های انقباضی در معاونت مطبوعاتی باشیم؟