جایزه ادبی یا معمای حل شده

فرض کنید معما، چیستان یا یک سوال هوش را به شما بدهند که پاسخ آن در کنار همان معما، منتشر شده باشد. مشخص است که لذتی که از فکر کردن و یافتن پاسخ سوال و انتظار برای رسیدن به حل آن حاصل می​شود ، به این شکل ، از بین می​رود و معما معنای خودش را از دست می​دهد.

بسیاری از جایزه​ها و جشنواره​های ادبی کشور به همین معماهای از پیش حل شده می​مانند .می​پرسید چگونه؟ توضیح می​دهم! فرض کنید فلان جایزه ادبی، قرار است 10 روز دیگر نامزدهای خود را برای دریافت عنوان رمان یا مجموعه داستان برگزیده سال اعلام کند( چون شعر جایگاه چندانی بین جماعت جایزه بده و جایزه بگیر ندارد از ادبیات داستانی مثال می​زنیم).

اگر به نزد یکی از داستان نویسان یا علاقمندان به ادبیات بروید و فهرستی از آثار منتشر شده در سالی که قرار است جایزه از میان آن​ها انتخاب شود را هم به آن فرد بدهید با نتیجه شگفت آوری روبرو خواهید شد. در بسیاری از جایزه​ها و جشنواره​ها با ضریب اطمینان بالا می​توان هیات داوران جشنواره، نامزدهای جایزه​های ادبی ، انتشاراتی هایی که بیشترین آثار را در بین برگزیدگان دارند و حتی برگزیده نهایی را از پیش حدس زد.

برای رسیدن به حدس درست لازم نیست شم و هوش بالایی داشته باشید. کافی است بدانید که جایزه مورد نظر به "این وری " ها تعلق دارد یا " آن وری " ها  و این که چه کسانی جایزه را به صورت آشکار یا پنهان حمایت می​کنند. با همین داده​های اندک می​توانید خروجی درستی داشته باشید: حدس زدن نتایج!

این شکل از برگزاری جایزه ها و جشنواره های ادبی ، همه لذت و ارزش و هیجانی را که انتخاب در یک رقابت ادبی می تواند به همراه داشته باشد، از بین می​برد. برگزیدگان این جشنواره​ها ، بیش تر از این که به خاطر ادبیت متنی که به مخاطبان عرضه کرده​اند، مورد تقدیر و حمایت قرارگیرند ، پاداش همراهی و سرسپردگی به جریان های مسلط ادبی را می گیرند و کسانی که در بیرون دایره این حمایت قرار گیرند، حتی اگر شاهکار ادبی خلق کرده باشند، محکوم به دیده نشدن هستند.

نکته مهمی که در این میان باید مورد توجه قرارگیرد، این است که مخاطب در این چرخه فریب می خورد. از این نگاه برگزار کنندگان جایزه های ادبی به سیاستمداران شبیه اند چرا که تنها بخشی از واقعیت را به مخاطبان عرضه می کنند. آن ها نمی گویند که گزینش و انتخاب آن ها بیش و پیش از این که بر مدار کیفیت اثر بچرخد برمبنای تقویت ساختارهایی استوار است که در آن اقتدار جریان هایی که گلوگاه های چاپ و نشر ادبیات جدی را در کشور در دست گرفته اند ، حفظ و تقویت شود و به همین دلیل از دست رفتن ارزش و اعتبار جایزه های ادبی و تبدیل شدن آن ها به مراسم سالانه بی خاصیتی برای تجلیل از خودی ها باعث ناراحتی و نگرانی کسی نخواهد شد.

ادبیات انحصاری

انتخاب داور یکی از جشنواره​های مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان ، به عنوان برگزیده همان جشنواره، چندی پیش مورد توجه رسانه​ها قرار گرفت و چند خبر و اظهار نظر از افراد و مسولان در این باره روی خروجی خبرگزاری​ها قرار گرفت.

انتخاب یکی از دست اندرکاران جشنواره​ها به عنوان برگزیده ، برای کسانی که رویدادهای ادبی کشور ما را از نزدیک دنبال می کنند مساله عجیب و تازه ای نیست. در بخش طنز نخستین جشنواره بین المللی شعر فجر ، داور این بخش به عنوان برگزیده انتخاب شد و دبیر جشنواره​ نیز برای روشن شدن افکار عمومی ، چندین بار مصاحبه کرد و چگونگی روی دادن این اتفاق را توضیح داد.

در دوره سوم شعر فجر نیز ، دبیر جشنواره به عنوان یکی از 30 شاعر برگزیده مورد تقدیر قرار گرفت و سکه دریافت کرد .
در این یادداشت قصد دارم به دوستانی که از این حادثه شگفت زده شده اند و در پی مچ گیری از جشنواره​های ادبی برآمده​اند، پیشنهاد کنم تا به جای بررسی دلایل انتخاب یک داور در یک جشنواره خاص، موضوع مهم تری را بررسی کنند که بیشتر به کار دوستداران ادبیات و برنامه ریزان و تصمیم سازان امور فرهنگی کشور می​آید.

این بررسی به همه کمک خواهد کرد تا با دیدگاهی جامع تر و دقیق​تر، حوزه ادبیات کودک و نوجوان و مشکلات آن را بشناسند و برای تکرار نشدن ماجراهای این گونه که حداقل خنده ی حضار را در پی دارد ، در پی ایجاد فضایی تازه و دیگر در این چهاردیواری بسته و تکراری برآیند.

پیشنهاد من این است که گروهی از علاقمندان به ادبیات، فهرستی از اعضای شوراهای سیاستگذاری و کارشناسی نهادهای دولتی مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان تهیه کنند، در کنار این فهرست، فهرستی هم از شوراهای بررسی کتاب در انتشاراتی​ها(حداقل دولتی​ها) تهیه شود و باز فهرست داوران و کارشناسان و اعضای هیات​های علمی و دبیران و متولیان جشنواره​ها ، جایزه​ها و انتخاب کتاب سال​های جوایزدولتی( جایزه غیر دولتی در این حوزه یادم نیامد وگرنه جایزه​های غیردولتی هم می​توانند به این فهرست اضافه شوند) احصا شوند.

البته اگر بتوانند اعضای شوراهای سردبیری نشریات و مجلات کودک و نوجوان را در کنار نام​های برگزیدگان جوایز و کتاب​های منتشر شده ناشران دولتی را نیز به این فهرست بیفزایند، دیگر نور علی نور است .

قدم بعدی این است که اسم​های مشترک و تکراری را از این فهرست​ها خط بزنند و ببینند خارج از این اسم​های مشترک چند عدد شاعر و نویسنده در کل ادبیات کودک و نوجوان ما باقی می​ماند تا وقتی جایزه​ای برگزار می​کنیم به آن چند عدد باقی مانده جایزه بدهیم!

شاعران و نویسندگان کودک و نوجوان همگی محترم و آثارشان قابل تقدیر است، اما با وضعیت فعلی که تراکم نام های مشترک و تکراری ، جایی برای کادر سازی در این حوزه و فضایی برای تنفس و تجربه برای شاعران و نویسندگان جوان باقی نگذاشته ، در بر همین پاشنه خواهد چرخید و بازهم در جشنواره​ای دیگر یکی از همان نام​هایی که این سال​ها ما و خودشان به نامزد شدن و برگزیده شدن شان عادت کرده​اند ، برگزیده خواهند شد و این قصه ادامه خواهد یافت.