پیش گویی های نوسترآداموس-1

این روزهای پیش گویی های نوسترآداموس را برای چندمین بار خواندم. درستی برخی پیش گویی های او  درباره ی حوادثی نظیر انقلاب کبیر فرانسه- ظهور ناپلئون- ایجاد امپراتوری بریتانیا-جنگ های جهانی- انقلاب اسلامی ایران- جنگ های منطقه ای - حوادث یازده سپتامبر و....چنان است که آدمی به شگفتی می افتاد.

در این پست چند پیش بینی هنوز محقق نشده ی او را می نویسم:

* به زودی در سرزمینهای عربی ثروتمند شخصی توانا و عامل به شریعت محمد زاده می شود. او با اسپانیا درگیر می شود و بر غرناطه مسلط خواهد شد. او از راه دریا بر مردم لیگوریا پیروز خواهد شد.

*شبانگاهی رنگین کمانی در نزدیکی نانت آشکار می شود. دانش و فنون دریایی بارانی فرو خواهد ریخت. ناوگانی عظیم در خلیج فارس تکه تکه خواهد شد. روسته و تروا( ترکیه یا امریکا) برای ساکسون (آلمان) بدبختی بسیار باعث می شوند.

*خونی دیده می شود که بر کوهها می بارد. خورشید مشرق بذر هراس می پاشد و جنگی در نزدیکی اورگون( امریکا- فرانسه و مرز پاکستان و افغانستان می تواند نعبیر شود) در می گیرد. فتنه ای بزرگ در نزدیکی رم ایجاد می شود.کشتی هایی غرق می شوندو حامل نیزه ی سه شعبه به اسارت در می آید.

*اشک- فریاد- ناله- زاری- ترس. قلبی که رحم در آن جایی ندارد و سخت و سیاه است. دریاچه ی ژنو - جزایر اطراف- سردمداران جنوب. خونهایی  که بر زمین می ریزد. گرسنگی و سرما به هیچ کس رحم نمی کند.

 

ادامه دارد

سرکار خانم مینو بدیعی از  بزرگان روزنامه نگاری این دیارند . درباره ی پست اخیر من درخصوص کتاب دا به گزارشهایی اشاره کرده اند که در زمان جنگ نوشته اند و مشاهداتشان از وقایع آن روزها.

ایشان نوشته اند:

اقای ارش شفاعی
سلام دیدن انچه که واقعیت بوده وهست با انچه که به شکل رمان و فیلم درمی اید بسیارفاصله دارد . "دا" را نخوانده ام اما تلخی سرد واقعیت های دردناک خرمشهر را با چشم های خودم دیدم . تلخی بمبارانهای شهرها و گریز از انفجارهای پیاپی را ... زمانی که خیلی از مخاطبان وبلاگ شما وشاید هم خود شما دنیا نیامده بودید من در بیکرانه شهر تهران به دنبال تهیه گزارشهایی از موشک باران و بمباران این شهر بودم وهرگز فراموش نمی کنم ان دوکودک مدفون را در کناره خاطره های ویران مادر بزرگشان وخانه خراب شده شان در قلب تهران در کنار مسجد الجواد و... اما به نظرمن این ملت حافظه تاریخی ندارد ! این را به عنوان یک گزارشگر قدیمی می گویم . صد البته واقعه خرمشهرتلخ تر از همه مصائب جنگ است اما برای فراموشی تاریخی حافظه مردم چه باید کرد ؟

خدمت ایشان عرض می کنم که چه خوب است با بازخوانی دوباره خاطراتشان و انتشار دوباره ی گزارشهای آن روزها در قالب یک کتاب مستقل  به نسل بعد و نسلهای بعد فرصت  بازشناسی تاریخ پرخون آن روزگار را بدهند. بی صبرانه منتظرم که این پیشنهاد را اجابت کنند.