شاملو بهترين شاعر معاصر و بدترين روشنفکر اعصار است

گفت و گويي مفصل با دكتر سيد علي موسوي گرمارودي

چند جمله منتخب از مصاحبه و متن كامل آن :

بسياري از شاعران اهل تسنن حتي براي دوازده امام شعر دارند  و حتي شايد شگفت انگيز باشد، اگر بشنويد کساني از آنان نه تنها براي امام حسين ع ، بلکه براي يکايک ائمه شعر گفته اند و شايد بتوان آنها را اهل تسنن دوازده امامي دانست.
نمونه اين شاعران مثلا مشفقي بخارايي ، شاعر قرن دهم است.

در سال 1313 مرحوم محيط طباطبايي در مقاله اي در مجله مهر ، شيعي بودن فردوسي را اثبات کرده بود ولي ايشان احتمال زيدي بودن او را نيز مي دهد، اما استاد مهدوي دامغاني با استفاده از کلمه وصي ثابت کرده است که فردوسي شيعه دوازده امامي است

ائمه ما بزرگ ترين اهميتشان اين است که به ما توحيد ياد داده اند و عجيب است که در شعر شيعي شعري که از همه مظلوم تر مانده است ، شعر خداست !

بنده بشدت با آنچه که به حق در شعر برخي شعراي شيعي مثل شعر فوادکرماني به حق «غلو» ناميده شده است ، مخالفم و در پيشگاه خداوند و مردم تبري مي کنم از اين گونه شعرها و باکي هم ندارم اگر برخي ناراحت شوند ، چراکه ما اگر ائمه را هم دوست داريم به اين دليل است که آنها نمونه والاي توحيدند و به ما ياد داده اند هيچ گونه شرکي نه خفي و نه جلي نداشته باشيم.
اهميت ائمه در اين است که آنها حجت الله و ولي الله اند اما برخي موارد اين مساله فراموش مي شود و برخي عزيزان ما دور برمي دارند و به نظر من روح ائمه س از برخي تعابير اهل غلو بيزار است.
به قول اثيرالدين اوماني شاعر قرن هفتم : شاعران را همه زينکار خدا توبه دهاد! البته اين گروه بر 2 دسته اند آنهايي که آگاهانه اين کار را انجام مي دهند به نظر من اصولا مشرکند و دسته اي هم که از سر عشق در اين مسير مي افتند.

متن كامل در اينجا

به مناسبت روز بزرگداشت مولوی با دکتر سید یحیی یثربی صحبت کردم.

دکتر يحيي يثربي استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار جام جم با تاکيد بر اين که برگزاري همايش هاي بزرگداشت به خاطر آشفتگي وضعيت علوم انساني و ضعف در مديريت ها بي حاصل است ، تاکيد مي کند: اين گونه همايش ها نه به درد نخبگان مي خورد و نه توده مردم ، چرا که در تمام همايش هاي اين گونه اگر از نخبگان بپرسيد که قبل و بعد از اين هزينه ها و مراسم چه حاصلي نصيبتان شده است ، خواهند گفت که: هيچ!

يثربي رويکرد ترکيه را نسبت به مولانا رويکردي کاسبکارانه مي داند و معتقد است ؛ آنها پس از آتاتورک کلا مسائلي نظير عرفان و تصوف را کنار گذاشته اند.
وي با اشاره به مصادره کردن شاعران ، فيلسوفان و فرهيختگان ايراني توسط ترکيه و کشورهاي عربي ، مي گويد: در اين نکته که مولانا شخصيتي ايراني و از برجستگان زبان فارسي است ، هيچ ترديدي نبايد داشت.
وي با انتقاد از رويکرد تجليل گرا در کشور ما، تاکيد مي کند: دنياي امروز دنياي معرفت و شناخت است ، ولي ما هنوز در تجليل و نکوداشت متوقف مانده ايم ، حتي انبيا و اوليا به دنبال تجليل نبودند و پيامبر اکرم (ص) از بزرگداشت صرف بيزار بود، بلکه در پي آن بود پيروانش به معرفت برسند، چرا که پيامبر(ص) انوشيروان نبود که از تجليل خود احساس غرور کند.

وي همايش هاي بين المللي را با اين رويکرد بي فايده ارزيابي مي کند و مي گويد: عده اي کارشناس در خارج کشور که عاشق سفر هستند، همراه گروهي از کلي گويان که راجع به هر چيزي مي توانند سه ربع حرف بزنند، غالب کساني هستند که اين گونه همايش ها را پيش مي برند.
دکتر يثربي که کتاب «زبانه شمس و زبان مولانا» را در دست چاپ دارد، با مقايسه آثار ادبي مولانا، مثنوي را گزارشي آراسته و پيراسته از تجربه هاي عرفاني قبل از وقوع آنها مي داند و مي گويد: ديوان شمس ، صدا و هياهوي عريان و خالص آن تجربه هاست و از ديد من ديوان شمس خيلي آموزنده تر از مثنوي است.

عرفان مولانا به جاي عرفان ابن عربي

يثربي با اشاره به اعتقاد شمس تبريزي که ابن عربي را تابع شريعت نمي داند، عرفان مولانا را نسبت به ابن عربي بيشتر به اسلام نزديک مي داند و با توجه به انصاف مولانا در قضيه تجليل از حضرت علي (ع) در کنار خلفاي ديگر مي گويد: اظهار ارادت هاي مولانا در ديوان شمس و مثنوي نسبت به حضرت علي (ع) بسيار مغتنم است و در حوزه عرفان برادران اهل سنت مي تواند در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي به تقويت وحدت اسلامي منجر شود.
یثربی با اشاره به تاویلهای بی مبنا و غیر عقلانی ابن عربی می گوید: اینگونه تاویلها در نوشته های مولانا بسیار کم است.