شرق خود زنی کرد

روزنامه شرق روزنامه ی خوبی بود. روزنامه ای حرفه ای و سرشار از مطالب خواندنی. در این نکته شکی ندارم. خود من هم مثل بسیاری از شما خواننده ی هرروزه ی شرق بودم و از تعطیلی آن متاسفم.

معتقدم  در کار روزنامه نگاری درصد زیادی از اشتباه پذیرفته است اشتباهاتی که گاه می تواند به قیمت از دست رفتن تحریریه ای حرفه ای و فعال و نهادی فرهنگ آفرین تمام شود ولی به نظرم چاپ کاریکاتوری که منجر به تعطیلی شرق شد از حد یک اشتباه پذیرفته بالاتر بود.

کاریکاتور یاد شده صحنه ی یک رویارویی شطرنج بود که دو مهره یکی اسب و یکی خر در تقابل یکدیگر بودند و به دور سر حیوان دومی! هاله ای از نور دیده می شد.

این کاریکاتور که بلافاصله انسان را به یاد جنجالهای مطرح شده پیرامون اظهارات رئیس جمهوری می اندازد بی شک توهین مستقیم به دومین شخصیت سیاسی کشور است.

ما می توانیم از احمدی نژاد متنفر باشیم به او انتقاد کنیم و عملکردهایش را زیر ذره بین قرار داده و به آنها درست یا نا درست ایراد بگیریم ولی تضعیف جایگاه کسی که رئیس جمهوری کشور محسوب می شودآنهم در صفحه ی استراتزیک روزنامه ای پرشمارگان و اثر گذار از حد یک اشتباه حرفه ای محض خارج می شود و احتمال نااگاهی در انتشار آن بسیار ضعیف است.

به نظر می رسد کاریکاتور یاد شده هفت تیری  پر بود که شرق آن را آگاهانه در شقیقه اش خالی کرد....!

 

عقربه هاي ساعت اندك اندك به ساعت 2 نيمه شب نزديك مي شد. سكوتي مهيب همه جا را در خود گرفته بود. صداي شليكي پرده هاي اين سكوت ممتد را پاره كرد. «يحيي» و همراهانش گوش تيز كردند؛ حادثه اي در شرف وقوع بود. صداي شليكهاي بعدي كه به گوششان رسيد، به سمت شكارچيان غيرمجاز حركت كردند.

خيلي زود به آنها رسيدند و دستور «ايست!» يحيي رساتر از صداي همان گلوله ها به گوش سراسر دشت رسيد.

 منطقه حفاظت شده سالوك لحظه اي آرام شد؛ همه فهميدند كه «يحيي شاه كوه محلي» و همراهانش آمده اند. همه از جمله شكارچيان غيرقانوني تصميم گرفتند كه فرار را بر قرار ترجيح دهند.

گشت عادي مأموران محيط زيست به تعقيب و گريزي نفسگير تبديل شده بود.

فاصله ها اندك اندك كمتر و كمتر مي شد، تا جايي كه شكارچي و شكاربان يكديگر را مي ديدند. ناگهان يكي از شكارچيان برگشت؛ تفنگ را به سمت محيط بانان نشانه رفت و شليك كرد.

مسؤول نظارت و بازرسي اداره كل محيط زيست خراسان شمالي اين چنين هدف گلوله مستقيم شكارچيان غيرقانوني قرار گرفت و در خون خود غلتيد اما مردي كه كشته شد، كه بود؟

چرا نامي از او در خبرها و گزارشهاي رسمي و متعدد رسانه ها نيامد؟ آيا او به اندازه قاتلان و جانياني كه روزنامه ها به انجام مصاحبه اختصاصي با آنها در صفحات حوادثشان مي نازند، ارزش نداشت؛ قصه غربت پاسداران محيط زيست ايران تمامي ندارد.

 او تنها يك كارمند رسمي سازمان محيط زيست كشور نبود، ارزش او تنها در عنوان «مسؤول نظارت و بازرسي اداره كل بازرسي خراسان شمالي» محدود نمي شد.

او كسي است كه در زمان حضور در منطقه حفاظت شده ميانكاله يك تنه در برابر طرحهاي توسعه اي كه به قيمت نابودي نفايس زيست محيطي منطقه تالاب ميانكاله و جزيره آشوراده در حال اجرا بود، ايستاد و از تهديدهاي دست اندازان به حريم منابع ملي نترسيد.

 

 

برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک کنید