آموزش و پرورش حلقه مفقوده گسترش كتابخواني
|
نميخواهم براي هزارمين بار آمار شرم آور شمارگان كتاب و نسبت آن را با جمعيت باسواد كشور به روي كاغذ آورم، چرا كه وضعيت وخيم ميزان مطالعه را همه ما به عينه مي بينيم. حقيقت اين است كه براي گسترش اين فرهنگ در طي سالهاي اخير طرحها و برنامه هاي كوتاه مدت و ميان مدتي به اجرا درآمده است كه هيچ كدام به نتيجه اي ملموس و قابل توجه ختم نشده است. براي اين مسأله مي توان دلايل متعددي برشمرد كه زمان و مجال آن، در اين يادداشت نيست، اما مهمترين ايراد اين گونه طرحها يك سويه بودن و عدم همه جانبه نگري در آنهاست. در بسياري از اين طرحها، مركز ثقل و هدف اصلي براي گسترش فرهنگ مطالعه يعني گروههاي سني در حال آموزش و مراكز فعال در هرم آموزشي كشور به خصوص آموزش و پرورش لحاظ نشده است. بايد به اين درك رسيد تا زماني كه دانش آموزان ما به اهميت و جايگاه كتابخواني نرسند و خواندن به يك نياز و ضرورت براي آنان تبديل نشود، نمي توان بر اين مشكل فائق آمد. با وضعيت فعلي كتابخانه هاي مدارس كه به مراكزي فراموش شده و حاشيه اي در فرآيند آموزش و پرورش ما تبديل شده اند و با محور قرار گرفتن بيش از حد كتابهاي درسي و غافل ماندن از نياز دانش آموزان به مطالعه همه جانبه و آشنا شدن با توليدات و فرآورده هاي روز فرهنگي و علمي، هرگز نمي توان اميدي به گسترش فرهنگ مطالعه در كشور داشت. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي متولي امر كتاب و گسترش كتابخواني در كشور است، اما با عملكردهاي جزيره اي نمي توان به تعالي در بخش فرهنگ اميدي داشت، چرا كه امر فرهنگ حيطه اي زنجيره اي و به هم پيوسته است و غافل ماندن از نقش و جايگاه آموزش و پرورش به معناي بي نتيجه ماندن همه تلاشها در اين عرصه است. غربت كتاب در كشور ما، معلول علتهاي متعددي است، از جمله اين كه ما درست خواندن و اصولاً چرا خواندن را به دانش آموزان خود ياد نداده ايم. تا زماني كه آموزش و پرورش به نسل فردا اين ضرورت و اهميت را منتقل نكند، در بر همين پاشنه مي چرخد و در شرايط كنوني به نظر مي رسد كه در بر همان پاشنه خواهد چرخيد! |