آسمان

به اتهام های بی دلیل

بسته بود

آن پرنده

بی پناه و خسته بود

پیش رو هزار و یک تفنگ تشنه

در کمین اشتباه او

میل پرزدن

             رها شدن

                       گناه او

دست های خسته ی مرا که دید

پر کشید

راستی

بوسه های یک پرنده ی رها

چه شاعرانه است