تا پيش از نيمه سال 1382 به عنوان مسؤول ويژه نامه جاده مشغول به كار بودم. «جاده» تجربه جديدي در روزنامه قدس بود؛ تجربه اي كه با نگاهي نو به نسل سوم و ادبياتي كه پيش از آن در روزنامه معمول نبود، جاي پايي ميان مخاطبان گشوده بود. تجربه نگاه به مسائل اجتماعي در «جاده» مسؤولان روزنامه را مجاب كرد كه وظيفه مديريت حوزه اجتماعي را به گردن شكسته اين حقير بيندازند.
اينك پس از 3 سال كار در سمت دبير سرويس اجتماعي روزنامه، به جد معتقدم كه سرويس اجتماعي، مردمي ترين و پرمخاطب ترين حوزه كاري تحريريه است. مخاطب روزنامه ممكن است به مسايل سياسي، هنري، ورزشي، اقتصادي و مانند آن علاقه اي نداشته باشد، اما خواه ناخواه درگير مشكلات حوزه بهداشت و درمان، تأمين اجتماعي، كار، آموزش و پرورش و مانند آن هست. يا خود او به عنوان پدر يا مادر، يا فرزندانش و يا خواهر و برادرش دانش آموزند يا معلم؛ بيمار مي شوند؛ ازدواج مي كنند؛ به بيمه نياز پيدا مي كنند و ...؛ نمي توان درگير حوزه اجتماعي و خبرها و گزارشها و يادداشتها و خواندني ها و نخواندني هايش نبود!
بقیه د رادامه مطلب
اينك پس از 3 سال فعاليت در اين حوزه، به جد معتقدم خبرنگاران اجتماعي روزنامه ها نمي توانند بدون درگيري هميشگي ذهني، با پيچيدگي هاي حوزه هاي خبري خود روبرو شوند. نمي توانند از چالشهاي آموزش و پرورش دركي داشته باشند، مشكلات بهداشت و درمان را بفهمند، گيرهاي كار «اشتغال» را درك كنند و به نمايندگي از مردم، مسؤولان را به وادي پرسش بخوانند. خبرنگار اجتماعي بيش و پيش از هر خبرنگاري در هر حوزه ديگر روزنامه «وكيل الملة» است، زيرا او اصلي ترين و مقدم ترين نيازهاي زندگي فردي و اجتماعي مخاطب را رصد مي كند و مشكلات را در اين راه مي بيند و فرياد مي كند.
در اين سالها، گروه اجتماعي (جامعه) روزنامه قدس پوشش دادن به نيازهاي روز خبري و اطلاع رساني و افكندن نور حقيقت بر تاريكيهاي مشكلات پيش روي مردم در اين حوزه را وجه همت خود قرار داده است.
سعي كرده ايم كمتر رويدادي در اين حوزه مورد غفلت قرار گيرد؛ سعي كرده ايم به همه حوزه هاي متعدد خبري خود سر بزنيم و از دل بي خبري هاي معمول اداري، خبرهايي خواندني و گزارشهايي جامع بيرون بكشيم؛ سعي كرده ايم به جاي وامداري روابط عمومي ها و رئيس ها و معاونان وامدار مردم و مخاطبان خود باشيم و هيچ گاه شرافت حرفه اي خود را خرج خوشايند اين و آن نكنيم؛ سعي كرده ايم زبان گزنده مان را جز بر سر آناني كه غافلانه منافع ملي و بيت المال را به يغما مي برند و هدر مي دهند آوار نكنيم و سعي نكنيم در محيطي آرام و به دور از تنش و جنجال، مطالبات مردم را پيگيري كنيم؛ سعي كرده ايم حداكثر توان خود را براي پاسخگويي به نيازهاي اطلاع رساني مردم خرج كنيم و لحظه اي از جديت در اين مسير دست نكشيم؛ سعي كرده ايم... ما البته سعي خود را كرده ايم، اما همواره نتيجه كار چيزي نيست كه بايد باشد و در اين مسير جز انتقاد و نظرگاه شما كمك كاري نداشته و نداريم.
به عنوان عضوي كوچك از اعضاي سرويس اجتماعي، سپاس مي گويم از لطف و مدد و همراهي همكارانم در اين سرويس.
از سيد حبيب قاآني كه در طول سالهاي اخير همواره ارتباط كاري منظمي داشته ايم و به رغم دوستي، هيچ گاه جديت كار را فراموش نكرده ايم. او در كسوت معاون گروه اجتماعي همواره با رصد كردن رويدادهاي مختلف حوزه هاي اجتماعي سعي كرده است تا بهترين و بيشترين استفاده از ظرفيتهاي خبري روزنامه در راه فرآوري و توليد اخبار و گزارشهاي حوزه حاصل شود.
سپاس مي گويم به محبت و همت محمد رضايي، همكار عزيزمان كه اگرچه به سن و قدرت قلم و توان تحليل، صاحب اين قلم فرزند او حساب مي شود، به لطف صميميت و مهرش همواره با جان و دل در خدمت سرويس بوده است.
تشكر مي كنم از مريم زنگنه كه در طول سالهاي همكاري چه در «جاده» و چه در «جامعه» توانمندي قلمش را به اضافه ذوق و احساسي كه در آن نهفته است، به ميدان كار آورد و خود من پيش از آنكه به عنوان يك دبير سرويس امضا كننده مطالب او باشم، به عنوان يك خواننده از نوشته هايش لذت مي برم.
سپاس مي گويم به شادي قندهاري كه به لطف سابقه طولاني در عرصه خبر و گزارش و توانمندي خاص در رصد مشكلات مردم، در حوزه هاي مختلف گزارشهاي خوب و جامع و مصاحبه هايي خواندني از او خوانده ايم.
در اين مجال سپاس مي گويم به مدد و لطف همكاران بزرگواري كه در سالهاي اخير مرا در انجام وظيفه ياري كردند، از مجيد تربت زاده، محبوبه ناطق، فرزانه غلامي، پروين محمدي، بيتا مهدوي، محمدرضا هاديلو،زهره حسيني، ناهيد باريكانی ،مریم احمدزاده و ... صميمانه سپاسگزارم.